احتمالا بزرگترين اشتباه در پروژههاي برنامهنويسي، انحراف از هدف اصلي است. ممکن است تفکر برخي از کارفرماها بهاينصورت باشد که طراحي نقشه کار نيازي نيست و يک برنامهنويس خوب، از ابتدا بايد شروع به کدزني کند که البته اين طرز فکر در نهايت به گريه کارفرما منجر خواهد شد!
طرحبندي اوليه، يکي از اولين گامهاي پروسه نقشه کار است و تقريبا يکي از مهمترين آنها بهشمار ميرود. اين کار، همزمان با ايده اوليه و زمان شکلگيري اوليه نرمافزار انجام ميشود و باکسها و دکمههايي که کاربر با آنها تعامل ميکند، بهدست ميآيد. در اين مقاله با هم، به پروسه طرحبندي اوليه خواهيم رفت و خواهيم ديد چهکساني در اين عمل، درگير هستند، چه ابزاري مورد استفاده قرار ميگيرند و چه قدمهايي بايد برداريم تا يک طرح اوليه مناسبتر بهدست آيد.
هدف خود را بشناسيد
ممکن است يک برنامهنويس، سريع پشت سيستم بپرد و کد بزند ولي متاسفانه تعداد اندکي از پروژهها بهاين سادگي هستند و هرکسي که کمي تجربه داشته باشد، ميداند مشکلات بيشماري منتظر برنامهنويسي هستند که از اين راه وارد ميشوند. يک طرحبندي اوليه، در شناسايي بسياري از اين مشکلات در زماني که برطرف کردن آنها، هم از نظر زماني و هم از نظر هزينه بهينه باشد، کمک خواهد کرد. اعمال تغييرات روي فرمهاي کشيدهشده روي صفحههاي کاغذ بسيار راحتتر از زمانياست که صدها خط کد براي آنها زده باشيد.
همچنين اين پروسه، کمک ميکند تا درک صحيحتري از نرمافزار بهدست آوريد. کشيدن فرمها روي کاغذ، سوالات و ايدههاي بيشتري مطرح ميکند و ما را بهسمت تغييرات صحيح سوق ميدهد. خروجي نهايي اين پروسه، يک برگ کاغذ از ايدههاي طراح، برنامهنويس، معمار و مدير پروژه خواهد بود و نشان خواهد داد که آيا همه با هم هماهنگ هستند يا خير؟
توجه بيشتر به کارايي، نه به زيبايي
در نوشتن طرحهاي اوليه راهحلهاي مختلفي وجود دارد و اين مساله بهخاطر وجود ابزارهاي متنوع موجود است. اصولا طرحبندي اوليه، درباره بخشهاي کارکردي يک سيستم است که نشان ميدهد چه اجزايي روي آن بايد قرار بگيرد و به زيبايي آن کاري ندارد. ممکن است يک طرحبندي اوليه هيچ عنصر کاربردي نداشته باشد ولي تمام بخشهاي يک سيستم را شامل شود. برخي هم ممکن است کمي فراتر بروند و طرح گرافيکي و ديگر عناصر ديداري را نيز در آن قرار دهند.
مدير را پيدا کنيد
مطمئن شويد که پروسه طرحبندي اوليه يک مدير داشته باشد. مدير اينکار، در بهروزرساني و مديريت بازخوردها و تغييرات، مسوول است. در کارهاي کوچک، معمولا کسي که ايده ميدهد، رئيس است. اما در نظر داشته باشيد که در امور بزرگ، يافتن اين که چه کسي تصميمگيرنده نهايي است، ضامن موفقيت برنامه است.
تعيين زمان پايان طراحي اوليه
آماده کردن مجموعه دورههاي زماني از پيشتعيين شده و آخرين فرصت طراحي، پروژه را مجبور به جلو رفتن ميکند. بخش ابتدايي طرحبندي اوليه ميتواند يک يا چند روز و بسته به اندازه نرمافزار، طول بکشد. ولي بهتر است اينکار را انجام دهيد.
ساده بنگريد
اگر يک فرم بهخصوص، بايد دو تکستباکس و يک دکمه داشته باشد، فقط همين عناصر را در آن قرار دهيد. نه بيشتر و نه کمتر.
زياد به طراحي توجه نکنيد
طرحبندي اوليه درباره نوع کارکرد است و کاري با شيوه نمايش يا طراحي ندارد. از هرچيزي که باعث بسط طرحبندي اوليه ميشود، مثل طراحي، بايد دوري کرد. زيرا بهکار بردن طراحي، ذهن مخاطب را منحرف ميکند. فقط کمي آبي بهکار ببريد تا جذابتر شود و مدتي را درباره فوايد آبي صحبت کنيد! طراحي را به طراح بسپاريد.
UI همان UX نيست
تفکر درباره استفاده از متدهاي ارائه مثل AJAX، ميتواند شما را فريب دهد. بهياد داشته باشيد که مستندات طرحبندي اوليه، درباره عناصر کارکردي سيستم است، نه طرز نمايش آنها يا شيوه تعامل کاربر با آنها.
به کاربر فکر کنيد
بهنظر، اين مساله، بديهي است، ولي بهراحتي ممکن است شروع به کشيدن يک طرح اوليه بکنيد و کاربر را از خاطر ببريد. حتما بايد از تجربيات کاربر در ساخت طرح اوليه استفاده شود. شايد فرم ورود اطلاعاتي درست کنيد که سه صفحه طول بکشد و کامل هم باشد ولي کسي حاضر نباشد آن را پر کند!